قبل از اینکه حق باشد یک تکلیف است
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : دریادل

روز های ضیافت اندیشه همین جور می گذره جمع های بچه ها پیش هم تو ماه رمضون چقدر قشنگه ،میان در میزنن ریا نشه هم تو سالن داد میزنن نماز شب فراموش نشه ، خواب نمونی ، و .........

چقدر قشنگه سجاده و قران و چادر سفید دیگه نماز خوندن یادت میره نگاه می کنی  غبطه می خوری که خوش به حالش چه حالی داره واسه نماز شب بعدم اشکت در میاد که چقدر بی توفیقی ....

گذشته از اینها کلاس امروز که خیلی جالب بود بحث از نظام سیاسی اومد در بحث تعدد زوجات ...

بحث های خیلی جالبی شد و فقط ساکت بودم و باشور صحبت کردن بچه هارو گوش می دادم

یکی از آخر کلاس با این که دیرم اومده بود وبا یه قیافه حق به جانب گفت که چرا اسلام این حق رو به مرد داده که ۴ همسر اختیار کنه این بی عدالتی نیست که ........

فریاد ها بالا می گرفت و استاد که انگار جواب قاطعی در پاسخ به آنها داشت با سکوت گذاشت هر چی می خوان بگن ...

خیلی جالب صحبت کرد اول ایجاد سوال کرد که شما چرا می گید مرد رفته همسر دوم انتخاب کنه نمی گید خانوم رفته همسر دوم بشه

فعلا سکوت .......

.آخر کلاس :.... خب هیچ خانوم مجردی که کم پیش میاد بره همسر دوم بشه حتما یا همسرش فوت کرده و یا بیوه است و..........

انگار که جرقه ای زده بشه استاد فرمودند درسته

یه جوابی دادند که یا من تو جاهای قبلی نشنیده بودم یا ایشون خیلی جالب مطرح کرد

البته جالب تر اینکه هر روز همسرشون سر کلاس حاضر می شدن وردیف اول بهتر از ما حرف های ایشون رو گوش می دادن و نت بر داری می کردن امروز جاشون خالی بود نیشخند

جواب استاد این بود که

تعدد زوجات قبل از اینکه برای مرد یک حق باشه یک تکلیفه

و هر بار تکرار مثلا 4 بارش می شه 4 تکلیف که بر عهده مرد هست .-(خیلی غیر مستقیم فرمودند بنده خدا مردها)

 در ضمن برای اختیار کردن همسر های بعدی انقدر شرایط هست .

مشکل دوست ما این بود که می خواست ریشه این مشکل رو قانون اسلام بدون با توجه به اینکه حالا اگه تعدادی از قانونی که اسلام وضع کرده دارن سوء استفاده می کنن  اونها مشکل دارن نه اسلام .

ولی تا آخر کلاس هیچ کس نتونست قانعش کنه که این مسئله بنانبر شرایط اجتماعی واینها بوده مثلا استاد پیامبر رو مثال زدن .

پیامبر تا زمانی که همسرشون حضرت خدیجه (س)بوده همسر دیگری نداشتن . بعد ها هم که در اواخر عمرشون بوده  زن هایی رو گرفته بودن که همسرانشون در جنگ کشته شده بودند وسر پرستی نداشتن .

 خیلی بحث شد سر کلاس ،که همیشه نیم ساعت زودتر به استاد خبر می دادن کلاس داره تموم میشه یک ساعت بیش از وقت کلاس نشسته بودن و تکون نمی خوردن .تعجب