اندر حوالی حرم بی بی معصومه (س)
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : دریادل

ادامه دارد ............

نوشتم ادامه دارد چون کلاسم شروع میشد ونمی تونستم بمونم وبنویسم در رابطه با  این عکس

با گذاشتن این عکس و نوشتن مطالبم قصد جذب مخاطبی رو ندارم فقط این پیرمرد و این عکس مال شب سال تحویله

این روزا گذرم زیاد می خوره حرم این پیرمردو دوباره دیدم و گفتم چه جالب تو خیابونای اطراف حرم حضرت معصومه (س)چرخ می خوره و با نگاهش وسکوتش و تابلویی که دستش گرفته ادمو به تامل می ندازهمتفکر

قصدم از گذاشتن عکس بی احترامی به کسی نبود چون کامنتی داشت که گفته بود با با احترام هم می تونیم عقایدمون رو بگیم ولی خوشحال شدم و خوشحال می شم از این نظرات که تامل بشه تو نوشته ها چون می خوام از دنیای اطرافم و نگاه اطرافیانم  زیاد بگم و بنویسم کاری به غلطی و درستیش ندارم یه موقع درک دیدگاه ها برام امکان پذیره وگاهی با دیدن یه همچین عکسی فقط گاهی اوقات تو فکر فرو میرم که انگیزه این ادم از این کار چیهسوال

نمیتونه مث بقیه پیر مردا بره بشینه تو پارک محلشون و پاشو بندازه رو پاش ولحظه شماری کنه  که کی عمرش به سر میرسهسوال

این روزا خیلی به تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی عج فکر می کنیم حرف میزنیم

وگاهی خودمو می گمو به کسی کاری ندارم فقط شعار میدیم

ازاین نگذریم که رهگذرا چقدر به این پیرمرد دوست داشتنی تیکه می ندازن ولی کاش اندازه این پیرمرد جرات داشتیم و بایستیم و از آزادی فضای دید و صحنه های دیدمون  دفاع می کردیم نه اینکه بی تفاوت بگذریم 

تنیجه گیری به عهده خودتون ................

ودر آخر

گفتم در انتظار ظهورت نشسته ام

                                   گفت در انتظار ظهور بایست