غم به دل داشتم آن یار رها کرده مرا /گوئیا یار سفر کرده دعا کرده مرا
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : دریادل

آغوش سحر تشنه دیدار شماست

مهتاب خجل زنور رخسار شماست

خورشید که در اوج فلک خانه اوست

همسایه دیوار به دیوار شماست


بالاخره ما هم راهی شدیم و خدا را شکر که این دفعه هم قسمتمون شد

ولی یه علامت سوال تو ذهنمه چرا اندفعه ب هرکی فهمید میرم جنوب گفت طلائیه هم یاد ما باش چرااا ؟چراا طلائییه ؟؟مگه طلائیه چه خبره گریه

این همه سفر رفتیم تا حالا دوبار قسمت شده بریم طلائییه خدا یه روزی خوب اونجا قسمتمون کنه در کنار شهدا انشا الله

حلال کنید

التماس دعا