دلیل بودن تو
ساعت ۳:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : دریادل

 

هر
کسی دوتاست .و خدا یکی بود .و یکی چگونه می توانست باشد ؟هر کسی به اندازه
ای که احساسش می کنند ، هست .و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .عظمت ها
همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .خوبی ها همواره نگران که آنرا
بفهمد .و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .و قدرت نیازمند
کسی است که در برابرش رام گردد .و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند
.و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .اما کسی نداشت ...و خدا
آفریدگار بود .و چگونه می توانست نیافریند .زمین را گسترد و آسمانها را
برکشید ...و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود . 

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
وخدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگرگوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ وماورائی همین هایند .
 

و سرمایه ی هر کسی به اندازهی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...

و خدا براینگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانستمخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستنبود .
با نبودن نتوان بودن .

 

و خدا تنها بود .
        
هر کسی گمشده ای دارد .
                             
و خداگمشده ای داشت ...    

                                                                                                
  
علی شریعتی