شوق نوشتن
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : دریادل

رزق ما بی دست وپایان بی طلب خواهد رساند ...

در رحم آنکس که روزی را مهیا کرده است ...

دیروز اینا داشتم یه مطلبی می خوندم در رابطه با اقتصاد و ازین ماجراها....

خیلی برام دلنشین وقشنگ بود و البته جاهایی هم واسم ابهام بود البته تو برگه ای که پیرینت گرفتم کلی خطی خطی کردما ...

بگذریم جالب توجهش این بود که همیشه ما ها برای به دست آوردن روزی خیلی تلاش می کنیماااا

ولی به قول لقمان علیه الرحمه:

 

از لقمان می پرسند جامع تمام حکمت هایت چیست؟

می گوید :اینکه خود را برای چیزی که برایم ضمانت کرده اند به زحمت نیاندازم و انچه را که به خود من واگذار نموده اند ضایع نگردانم (یعنی  عمر خود را صرف رزقی که ضامن ان نشده ام نسازم و در باره سعادت اخرتم که به خود من واگذار نموده اند اهمال نکنم)

و....

همینطور که ذهنم مشغول این متن بود شعر بالا رو تو دفترم دیدم که چه جالب بود

ما دست و پا که چه عرض کنم زبونم نداشتیم و کسی از وجودمون خبر دار نبوده که که بودیم وچه می کردیم ..خدا بهمون آب وغذا می رسونده حالا که به دست وپا ورسیدیم که هم می تونیم تلاش کنیم و هم از خداا درخواست روزی فراخ کنیم اینقدر نگرانیم .

 ادامه دارد.......