کاش
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩ : توسط : دریادل

کاش این روز ها که گذشت لیاقت نوشتنم میدادی ...

که بغض فرو نخورم هنگامه ی خواندن نوشته های پر سوز دیگران و

آتش  از درونم غلیان نکند و نتوانم گنگی قلمم را به سیاهی دلم نسبت دهم ....

که جایی که تو باشی رو سیاهی راه ندارد

این روزها خونمم به سیاهی گرویده در مصیبتت چه برسد به دیواره های دل

وکاش باز

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

غم هستی ام را به باد داده درین روزهاااا

و دیروز نه همین دیشب

خدا را

نمی دانم چه شد زبان به شکر گشودم

که از نسل کوفیان  نیستم که ننگ بد عهدی وبی وفایی  را عمری به دوش کشم ..

که حسین را منتظرانش کشتند ...

ولی انجا کوفه بودو مردمانش ...

اینجااااا........

کجاییم که منتظرش باشیم گاهی زمینمان کوفی نیست دلمان چه ؟؟؟