ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸ : توسط : دریادل

در میان خاطرات تلخش  به دنبال چه می گردد ؛ به چه امید ورق های ذهنش را به تکرار زیر ورو می کند

می دانم که او در رویاهایش انهم از دریچه ای کوچک رو شنایی را لمس کرده و تاریکی های تقدیرش را با آبرنگ روییایش رنگ کرده است .

چه فایده که این رنگها واقعی نیست و در مقابل تیرگی حقیقت رنگ می بازد و از بین می رود

او به چه امید مبارزه می کند او که خود می داند مثل گلی است که ایستایی در مقابل زمستان را ندارد

او که می داند فصل ویران شدنش فرارسیده پس چرا دست از رویش بر نمی دارد .

براستی او به چه می اندیشد