ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : دریادل

سلام قسمتی از یه سخنرانی که برام خیلی جالب بود امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره

""خـوبـسـت اکـنـون مـا قـدرى در اعـمـال حـسـنـه خـود تـفـکـر کـنـیـم و افـعـال عـبـادیـه کـه از مـا صـادر مـى شـود قـدرى در >>تـحـت اعـتـبـار عـقـل آورده بـا نـظـر انصاف به آنها نظر کنیم ببینیم آیا به واسطه آنها ما مستوجب مدح و ثـنـا و مستحق ثواب و رحمت هستیم ، یا لایق لوم و عقاب و غضب و نقمت . و اگر حق تعالى ما را بـه واسـطـه هـمـین اعمالى که در نظر ما حسنه است به آتش قهر و غضب بسوزاند بجا است و موافق عدل است .
مـن اکـنـون خـود شـمـا را در ایـن سؤ الى که مى خواهم بکنم حکم قرار مى دهم و از شما به نـظـر انـصـاف ، بـعـد از فـکـر و تـاءمـل ، تـصـدیـق مـى خـواهـم . و آن سـؤ ال ایـن اسـت کـه اگـر نبى اکرم ، صلوات الله علیه و آله ، که صادق و مصدق است ، به شما خبر دهد که اگر در تمام عمر عبادت خدا کنید و اطاعت اوامر او نمایید و ترک شهوات و خـواهـش نـفـس نـمـایـیـد، یـا در تـمـام عـمـر خـلاف گـفـتـه او کـنـیـد و مـطـابـق مـیـل نـفـسـانـى و شـهـوات خـود رفتار کنید، در درجات آخرت شما فرقى نمى کند و در هر صـورت شـمـا اهل نجات هستید و بهشت خواهید رفت و از عذاب ایمن خواهید بود، نماز کنید یا زنـا کنید تفاوتى ندارد، ولى رضاى حق تعالى فقط در این است که شما عبادت او کنید و ثـنـا و مـدح او نـمـائیـد و تـرک شـهـوات خـود و مـیـلهـاى نفسانى را در این عالم نمائید، در مـقـابـل ایـن هـم اجـرى نـمـى دهـنـد و ثـوابـى عـطـا نـمـى کـنـنـد، آیـا شـمـا از اهل معصیت مى شدید یا اهل عبادت ؟ شما ترک شهوات مى کردید، و لذات نفسانى را بر خود بـراى رضـاى حـق تـعـالى و خـاطر خواهى او حرام مى کردید یا نه ؟ شما باز مواظبت به مـسـتـحـبات و جمعه و جماعات مى نمودید یا منغمر در شهوات و ملازم لهو و لعب و تغنیات و غیر ذلک مى گردیدید؟ با یک نظر انصاف بدون ظاهر سازى و ریاکارى جواب دهید. بنده
از خـودم و کـسـانـى کـه مـثـل خـودم هـسـتـنـد خـبـر مـى دهـم کـه اهل معصیت مى شدیم و اطاعات را تارک و فاعل مشتهیات نفسانى مى شدیم !!!.
پـس ، از ایـن نتیجه حاصل شد که تمام کارهاى ما براى لذات نفسانى و براى اداره کردن بـطـن و فرج است ما شکم پرست و شهوت پرستیم : ترک لذت براى لذت بزرگتر مى کـنـیـم . وجهه نظر و قبله آمال ما راه انداختن بساط شهوات است . نماز که معراج قرب الهى اسـت مـا بـه جـا مـى آوریـم بـراى قـرب بـه زنـهـاى بهشت ! ربطى به تقرب حق ندارد، مربوط به اطاعت امر نیست ، با رضاى خدا هزاران فرسنگ دور است .
اى بـیـچاره بیخبر از معارف الهیه که جز اداره شهوت و غضب خود چیز دیگر نمى فهمى ، تـو مـقـدس مواظب به ذکر و ورد مستحبات و واجبات و تارک مکروهات و محرمات و متخلق به اخـلاق حـسنه و متجنب از سیئات اخلاق ، در ترازوى انصاف بگذار کارهایى را که مى کنى از بـراى رسـیـدن بـه شـهـوات نـفسانى و نشستن بر تختهاى زمردین و هماغوش شدن با لعـبـتـهـاى شـوخ و شـنـگ بهشتى و پوشیدن لباسهاى حریر و استبرق و سکنى کردن در قـصـرهـاى نـیـکـو منظر و رسیدن به آرزوهاى نفسانى ، آیا باید اینها را، که تمام براى خـودخـواهى و پرستش نفس است ، به خدا نسبت داد و پرستش حق دانست ؟ آیا شما با عمله اى کـه بـراى مـزد کـار مـى کـند چه فرقى دارید که اگر او بگوید من محض ‍ صاحب کار این عـمـل را کـردم ، او را تـکـذیـب مى کنید؟ آیا شما دروغگو نیستید که مى گویید نماز مى کنم براى تقرب به خدا؟ آیا شما نماز شما براى نزدیکى به خداست ، یا براى تقرب به زنـهـاى بـهـشـت اسـت و رسـیـدن بـه شـهـوات است ؟ فاش بگویم ، پیش عرفاى بالله و اولیـاء خـدا تـمـام ایـن عـبـادات مـا از گـنـاهـان کـبیره است . بیچاره ، در حضور حضرت حق جـل جلاله و در محضر ملائکه مقربین او برخلاف رضاى حق رفتار مى کنى ، و عبادتى که معراج قرب حق است براى نفس اماره و شیطان مى کنى ، آن وقت حیا نکرده در هر عبادت چندین دروغ در مـحـضر ربوبیت و ملائکه مقربین مى گویى و چندین افترا مى زنى و منت گذارى هـم مـى کـنـى و عـجـب و تذلل هم مى نمایى و خجالت هم نمى کشى . این عبادت من و تو با معصیت اهل عصیان ، که اشد آنها ریا است ، چه فرقى دارد؟ زیرا که ریا شرک است و بدى و بـزرگـى آن از جـهـت آن اسـت که عبادت را براى خدا نکردى . تمام عبادات ما شرک محض است و شائبه ، خلوص و اخلاص در آن نیست ، بلکه رضاى خدا به طریق اشتراک هم در آن مدخلیت ندارد، فقط براى شهوات و تعمیر (و) اداره بطن و فرج است .
اى عـزیـز، نـمـازى که براى خاطرخواهى زن (منظور هر علاقه ای که در جواب حسنات وعده داده شده)باشد ـ چه زن دنیایى یا بهشتى ـ این نماز بـراى خـدا نـیـسـت ، نـمـازى کـه بـراى رسـیـدن بـه آمـال دنـیـا بـاشد یا آمال آخرت به خدا ارتباط ندارد، پس چرا اینقدر ناز و غمزه فروشى مـى کـنـى و عـشـوه و غنج و دلال مى کنى ، به بندگان خدا به نظر حقارت نگاه مى کنى ، خـود را از خـاصـان درگـاه حـق حـساب مى کنى ؟ بیچاره ، تو با همین نماز مستحق عذابى و مـسـتـوجـب زنـجیر هفتاد ذراعى (127) هستى"""